تبليغاتX
جنرال

اين دنياي نامرد.... يه پسر نابينا بود که به دختري دلبسته بود....! پسره خيلي اون دختر رو دوست داشت و به اون مي گفت : اگه من دوتا چشم داشتم واسه هميشه باهات مي موندم...! يه روز يه نفر پيدا شد که چشماشو داد به پسره... پسره وقتي که تونست عشقش رو ببينه ديد که دختره هم نابيناست... به دختره گفت : ديگه نمي خوامت و از پيش من برو....! دختره وقتي که داشت مي رفت... لبخند تلخي زد و با اشک به پسره گفت : مواظب چشماي من باش

نوشته شده توسط بهار در ساعت 9:1 قبل از ظهر | لینک  | 

مي ترسم دنيا به پايان برسد و من در چشم تو جايي نداشته باشم

،مي ترسم كلمات نتوانند شوق مرا به تو توصيف كنند.

مي ترسم كبوتراني كه به سمت تو پرواز مي دهم نارسا باشند.

 شب طولاني شده است و تا چشمان تو هست آفتاب جرات برآمدن ندارد

می ترسم داشتن تو رویا باشد.

 

 

نوشته شده توسط بهار در ساعت 12:29 بعد از ظهر | لینک  | 

با تو گفتم:‌” حذر از عشق!؟ - ندانم

 

سفر از پيش تو؟ هرگز نتوانم،

 

نتوانم!

 

 

روز اول، كه دل من به تمناي تو پر زد،

 

چون كبوتر، لب بام تو نشستم

 

تو به من سنگ زدي، من نه رميدم، نه گسستم ...“

 

 

باز گفتم كه : ” تو صيادي و من آهوي دشتم

 

تا به دام تو درافتم همه جا گشتم و گشتم

 

حذر از عشق ندانم، نتوانم!

 

 

اشكي از شاخه فرو ريخت

 

مرغ شب، نالة تلخي زد و بگريخت ...

 

 

اشك در چشم تو لرزيد،

 

ماه بر عشق تو خنديد!

 

 

يادم آيد كه : دگر از تو جوابي نشنيدم

 

پاي در دامن اندوه كشيدم.

 

نگسستم، نرميدم.

 

 

رفت در ظلمت غم، آن شب و شب‌هاي دگر هم،

 

نه گرفتي دگر از عاشق آزرده خبر هم،

 

نه كني ديگر از آن كوچه گذر هم ...

 

نوشته شده توسط بهار در ساعت 5:13 بعد از ظهر | لینک  | 

xx

 

همه می گذرند و می گویند چقدر عجیب عاشق شدی و من بی توجه به گفته ها هنوز هم در حسرت دیدن توام ولی کم کم تیک تاک ثانبه های انتظار به من فهماند که هرگز نمی آیی نمی خواهم  باور کنم که حالا میان اصوات خاموش اشک همه می گذرند و می گویند :

                چقدر ساده فراموش شدی !

نوشته شده توسط بهار در ساعت 2:50 بعد از ظهر | لینک  | 

امروز منتظر فردا هستيم و فردا كه شد انتظار پس فردا را داريم و پس فردا منتظر هفته بعد و آن هفته منتظر سال بعد و سال ديگر منتظر سالهای آينده ميباشيم.

تا وقتيكه جوان هستيم تصور ميكنيم انتظار ما برای تشكيل خانواده است و پس از زن گرفتن و بوجود آمدن فرزندان تصور ميكنيم كه انتظار ما برای پس انداز و گردآوردن اندوخته جهت روزگار پيری است.

در روزهای سالخوردگی هم مرتبا انتظار فردا را داريم و شگفت اينجا است كه نظير عاشقی كه در انتظار معشوق باشد و دقيقه شماری نمايد سعی ميكنيم كه هرچه زودتر امروز بگذرد و فردا بيايد.

يك زمان متوجه ميشويم كه انتظار ما برای وصول فردا هيچ علتی نداشته جز اينكه منتظر مرگ بوديم ... آری آنچه از آغاز حيات در انتظارش بوديم همين مرگ است.
نوشته شده توسط بهار در ساعت 9:58 قبل از ظهر | لینک  | 

eid

 

دنیا را بد ساخته اند... کسی را که دوست داری تو را دوست نمی دارد

و کسی که تو را دوست دارد تو او را دوست نمی داری

 اما کسی که تو دوستش داری او هم تو را دوست دارد به رسم و ائین به هم

نمی رسید و این رنج است و زندگی یعنی این...

 

نوشته شده توسط بهار در ساعت 2:41 بعد از ظهر | لینک  | 

توروزی در کوچه های خاطره منو تنها گذاشتی .....

منو با چشمای پراز اشکم جا گذاشتی.....

تونگفتی که من تنها می مونم....

بی تو توی این شبهای تاریک میترسم....

تو ندیدی که دستام بی تو می لرزه.....

و قلبم از بی کسی بیزاره.....

اگه می خواستی بری چرا نگفتی که نمی مونی.....

چرا  دل منو به  بازی گرفتی .....

اگه خواستی بیایی من همان جایی هستم که بودم همان جایی که رهایم کردی.....

 

نوشته شده توسط بهار در ساعت 11:38 قبل از ظهر | لینک  | 

نوشته شده توسط بهار در ساعت 11:4 قبل از ظهر | لینک  | 

امام علی (ع) فرمود:

 

آنان که به من بدی کردند مرا هوشیار کردند.

آنان که از من انتقاد کردند به من راه و رسم زندگی آموختند.

آنان که به من بی اعتنایی کردند به من صبر و تحمل آموختند.

آنان که به من خوبی کردند به من مهر و وفا و دوستی آموختند

نوشته شده توسط بهار در ساعت 9:16 قبل از ظهر | لینک  | 


 

هميشه مي خواستم بي علامت سوال برايت بنويسم 

اما اضطراب تپش هاي ترانه كه مهلت نمي دهد 

 ديگر برو  عزيز من! 

دل نگران هم نباش

 من هم پيش از پريدن پروانه ها نخواهم مرد 

 قول مي دهم فردا 

 كنارهمين دفتر خيس منتظرت باشم 

 در هر ساعت از سكوت ترانه كه بيايي

مرا خواهي ديد 

 

نوشته شده توسط بهار در ساعت 6:38 بعد از ظهر | لینک  | 

فلش
نوشته شده توسط بهار در ساعت 9:3 قبل از ظهر | لینک  | 

غروب

حوصله کن بلبل غمدیده بی باغ و آسمان

سر انجام این کلید زنگ زده نیز

                          شبی به یاد می آورد

که پشت این قفل بد قول خسته هم

دری هست! دیواری هست

                                 به خدا ... دریایی هست!

نوشته شده توسط بهار در ساعت 4:2 بعد از ظهر | لینک  | 

نام:انسان

نام خانوادگی:ادمیزاد

نام پدر:ادم

نام مادر:حوا

لقب:اشرف مخلوقات

ماموریت:خلیفه ی الهی

نژاد:خاکی

ساکن:منظومه ی شمسی سیاره یزمین

مبداء:سراچه ی دنیا

مقصد:جهان اخرت

ساعت پرواز:نامعلوم ـ هران

مکان پرواز:نامعلوم ـ هر جا

کد پرواز:انالله اناالیه راجعون

شماره ی پرواز:لا اله الا الله

زمان حضور در فرود گاه:لحظه ای قبل از پرواز

ملزومات پرواز:۲ متر پارچه سفید

اثار بجا مانده از پرواز:عمل نیک ـ عمل مفید ـاولاد صالح ـدعای مومن

اضافه بار مجاز:عمل صالح بهر وزن وبهرحجم

توصیه های ایمنی:اجرای دقیق اموخته های کتاب سنت وعترت پیامبر(ص)

جهت تماس برای مشاوره به صورت شبانه روزی رایگان مستقیموبدون وقت قبلی می باشد

شماره جهت تماس:ایه ۱۸۶سوره بقره ـایه ۴۵ سوره نساء ـایه ۱۲۹ سوره توبه

جهت کسب اطلاعات بیشتر بهقران و نهج البلاغه مراجعه کنید

نوشته شده توسط بهار در ساعت 3:44 بعد از ظهر | لینک  | 

جریان ایجاد این وبلاگ برمیگردد به اوقات خستگی از کار روزانه در محیط های گرافیکی. همانطور که در معرفی بلاگ عنوان شده، حالت یک جور زنگ تفریح را دارد اما از آنجا که سرعت ایجاد پوسته ها در فتوشاپ بسیار بیشتر از تلفیق با کدهای بلاگفاست، تعداد بسیار زیادی (متجاوز از ۱۲۰ قالب) برای بلاگفا ایجاد شده است، اما زمان برای کدگذاری به هیچ عنوان نیست و در نتیجه روند به روز شدن پوسته ها کند است. بنابراین در اولین فرصت، راهنمای تصویری کامل ایجاد پوسته ها را در بلاگ درج میکنم تا امکان ویرایش و تلفیق تصاویری که قرار خواهم داد با کد، برای همه کاربران مبتدی هم مهیا شود. در واقع نیمی از بعضی کارها را من میکنم و نیم دیگر را به شما واگذار میکنم. تا چه شود.

از لطف همه دوستانی که پیام میگذارند و اظهار لطف میکنند متشکرم. حتما در طرح های آینده نیازهای دوستان برآورده خواهد شد. موفق باشید

نوشته شده توسط بهار در ساعت 3:16 بعد از ظهر | لینک  | 

دیشب همه شب درسرمن فکرتوبود

ازپا وزسرشد همه لب ذکر تو بود

دل کندم از این عالم وآدم ز همه

گویی همه ذرات وجودعشق توبود

نوشته شده توسط بهار در ساعت 5:43 بعد از ظهر | لینک  | 
 

//saat //mouse